السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
23
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
آورده ، خوانندهء ارجمند را براى ديدن متن آن به نهج البلاغه حواله مىدهيم . آن گرامى فرمود : براى تو بسنده است كه رسول خدا ( ص ) را مقتدا گردانى و راهنماى شناخت بدى و عيبهاى دنيا ، و خوارمايگى و زشتىهاى فراوانش بدانى ، كه چگونه دنيا از هر سو بر او درنورديده شد و براى ديگران گستريده ؛ از نوش آن نخورد و از زيورهايش بهره نبرد ، . . . پس به پيامبر پاكيزه و پاك ( ص ) خود اقتدا كن كه در رفتار او خصلتى است آن را كه زدودن اندوه خواهد و مايهء شكيبايى است ، براى كسى كه شكيبايى طلبد ؛ و دوستداشتهترين بندگان نزد خدا كسى است كه رفتار پيامبر ( ص ) را سرمشق خود كند ، و به دنبال او رود ؛ از دنيا چندان نخورد كه دهان را پر كند و بدان ننگريست چندان كه گوشهء چشم بدان افكند . تهيگاه او از همهء مردم دنيا لاغرتر بود و شكم او از همه خالىتر . دنيا را به دو نشان دادند ، آن را نپذيرفت ، و چون دانست خدا چيزى را دشمن مىدارد ، آن را دشمن داشت و چيزى را كه خوار شمرده ، آن را خوار انگاشت و چيزى را كه كوچك شمرده ، آن را كوچك داشت و اگر در ما نبود جز دوستى آنچه خدا و رسول ، آن را دشمن مىدارند و بزرگ ديدن آنچه خدا و رسول آن را خرد مىشمارند ، براى نشان دادن مخالفت ما با خدا كافى بود و سرپيچى ما را از فرمانهاى او آشكارا مىنمود . او كه درود خدا بر وى باد ، روى زمين مىنشست و به دست خود ، پاىافزار خويش را پينه مىبست و جامعهء خود را خود وصله مىنمود و بر خر بىپالان سوار مىشد و ديگرى را بر ترك خود سوار مىفرمود ؛ پردهاى بر در خانهء او آويخته بود كه تصويرهايى داشت ، يكى از زنان خويش را گفت : اين پرده را از من پنهان كن كه هرگاه بدان مىنگرم ، دنيا و زيورهاى آن را به ياد مىآورم . پس به دل خود از دنيا روى گرداند و ياد آن را در خاطر خود ميراند و دوست داشت كه زينت دنيا از او نهان ماند تا زيورى از آن بر ندارد . دنيا را پايدار نمىدانست و در آن ، اميد ماندن نداشت . پس آن را از خود برون كرد و دل از آن برداشت و ديده از آن برداشت . آرى چنين است ، كسى كه چيزى را دشمن داشت ، خوش ندارد كه بدان بنگرد يا نام آن نزد وى بر زبان رود و در زندگانى رسول